تبلیغات
یاس و نرگس
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
لهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ
اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شدو زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد
آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد
مرا کفایت کنید الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و آل پاکیزه اش
لواء الانتصار شیوه هاى یارى قائم آل محمّد

 

لواء الانتصار

  شیوه هاى یارى قائم آل محمّد

بمناسبت فرخنده سالروز میلاد پر بركت مولایمان  ولىّ دوران ، این مجموعه را به عنوان ران ملخى به سلیمان زمان اهداء مى كنیم

   بسمه تعالى

 

مولف این مجموعه ، مرحوم  آیت الله میرزا محمّد باقر فقیه ایمانى فرزند مرحوم حاج شیخ حسینعلى طهرانى ، در خانواده اى مذهبى از پدرى روحانى و مادرى علویه چشم به جهان گشود ، در كودكى پدر خود را از دست داد و در دامان مادر خویش رشد و پرورش یافت ، و با وجود مشكلات شدید مالى به جهت علاقه شدید وارد حوزه و به تحصیل علوم دینى پرداخت و دررشته هاى مختلف مانند فقه ، اصول ، تفسیر ، حدیث شناسى و غیره به مدارج عالیه نائل گشت و در ضمن تحصیلات خود به تزكیه نفس و كسبِ كمالات معنوى پرداخت.

آنچه بیش از هر چیز  قابل ذكر است توجه  و علاقه خاصى بود كه ایشان به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام خصوصاً حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداء داشتند كه كاملا در رفتار  و گفتار ایشان آشكار بود ، و تمام عمرش در انتظار و فراق آنحضرت دلى سوخته و اشكى ریزان داشت ، در منابر و مجالس و هر فرصتى در طول سال مردم را به ساحت قدس حضرت توجّه و تنبّه مى داد و با آن حال معنوى خاصّى كه در ایشان بود تأثیرى در حال اشخاص مى گذاشت ، مثلا روزهاى جمعه دعاى ندبه را با حال گریه و شور و اشتیاق چندین بار در طول روز قرائت مى كرد ، و هنگام مراجعه مردم براى رفع مشكلات توصیه دائمى ایشان به آنها توجّه و توسّل به حضرت صاحب الامر علیه السلام و قرار دادن نذرى براى آنجناب بوده است.


و این علاقه و محبّت بود كه ایشان را به فیض حضور ذى نور محبوبش نائل گردانید.

از آثار به یادگار مانده ایشان حدود هفتاد جلد كتاب در موضوعات مختلف مذهبى است كه حدود سى جلد آن به احوال و شئون حضرت ولى عصر عجّل الله تعالى فرجه تعلق دارد كه بعضى از آنها به چاپ رسیده، از پروردگار توفیق نشر سایر مؤلّفات ایشان را خواهانیم.

كتابى كه در پیش رو دارید به نام «لواء النتصار» از تالیفات این مرحوم است كه به جهت  استفاده هرچه بیشتر توسط بعضى از فضلاء حوزه تحقیق و ویرایش شده است .

در پایان از درگاه احدیّت خواستاریم كه ما را در زمره منتظران و یاوران حضرتش قرار دهد.


غرض از تحریر این رساله

بدیهى است كه اداى فرض نصرت الهى بر وجه مزبور و نیز اداى حقّ رسالت نبوى به عنوان مسطور مهمتر و بزرگتر از آن است كه مثل این بنده ضعیف حقیر بتواند ــ بر آن وجهى كه سزاوار باشد ــ از عهده آن بر آید .

امّا به مقتضاى كلام الهى :( لایُكَلِّفُ الله نَفْساً اِلاّ وُسْعَها )( [7] ) ، و همچنین به مضمون شریف :« ما لا یدرك كلّه لایترك كلّه »( [8] ) و به فرموده امیرالمؤمنین (علیه السلام)در « نهج البلاغه » :

« فلیس أحد و إن اشتدّ على رضا الله حرصه ، و طال فی العمل اجتهاده ببالغ حقیقة ما الله أهله من الطاعة له ، و لكن من واجب حقوق الله على العباد النصیحة بمبلغ جهدهم ، و التعاون على إقامة الحقّ بینهم ».( [9] )

پس بنابراین ; لازم و مهم است هر كس بر حسب امكانات خود ــ در حالى كه اقرار و اعتراف به قصور و تقصیر خود دارد ــ در اداء آن حقّ سعى و كوشش لازم را بنماید ، و هر چند سعى و كوشش او بزرگ جلوه كند ، ولى باید بداند كه در كنار حقّ عظیم الهى جلّ شأنه ; و حقّ جلیل نبوى (صلى الله علیه وآله) ; بسى حقیر و اندك است .

و از بزرگترین نوع نصرت ایشان ; احیاء و ابقاء امر آنها و تحبیب قلوب دوستان ، و دعوت و هدایت آنان بسوى امر اهل بیت(علیهم السلام) است و این عنوان با نوشتن و تألیف فرمایشات آنها ; خصوصاً آنچه مربوط به فضائل و مناقب و شئونات و خصائص آنها است ; حاصل مى شود .

و بهمین جهت بوسیله الهام الهى جلّ شأنه و توفیق و یارى او در خاطر قاصر این عبد ضعیف محمّد باقر الشریف « فقیه ایمانى » غفر له الله اللطیف ; چنین آمد كه در این چند ورقه كیفیاتى كه به آنها عنوان نصرت و مودّت مزبوره تحقّق پیدا مى كند ذكرشود ان شاء الله تعالى واز جهت تیمّن این رساله شریفه را « لواء انتصار فى كیفیة نصرة الانصار لحجة الله الغائب عن الابصار» نامیدم .

و اینك با یارى خداوند متعال شروع در مقصود مى كنیم ، و مقصود در ضمن دو باب( [10] ) بیان مى شود :

باب اوّل :در بیان كیفیّت حصول نصرت الهى كه بنده مؤمن باید در امر دین نسبت به وجود مبارك حضرت صاحب الأمر (علیه السلام)نصرت و یارى نماید .

  باب اوّل :مشتمل بر سه فصل است :

فصل اوّل :در بیان احادیث وارده در فضل نصرت و یارى ائمّه أطهار (علیهم السلام).

فصل دوّم :دربیان روشهاى نصرت و یارى امام زمان (علیه السلام)در امر دین .

فصل سوّم :در بیان طریقه هاى  نصرت و یارى حضرت صاحب الأمر(علیه السلام) ، در آن جهت كه راجع به خود ایشان است ، گر چه در واقع برگشت آنهم به یارى در امر دین مى شود .

باب دوّم مشتمل بر دو فصل است :

فصل اوّل : در بیان روایات وارده در تفسیر آیه شریفه : (قُلْ لا اَسئَلُكُم عَلَیهِ اَجراً اِلاّ المَوَدَّةَ فِى الْقُربى) از فضل محبّت و مودّت با ذوى القربى ، و در بیان مصداق و مراد از ذوى القربى .

فصل دوّم : در بیان انواع و چگونگى مودّت با ذوى القربى و على الخصوص به وجود مبارك آنحضرت (علیه السلام) و در بیان اسباب و وسائل تحقیق و تكمیل مودّت .


 

فصل اوّل :

 

در بیان اخبار وارده

 

در اهمیّت و فضیلت نصرت و یارى ائمّه اطهار :

 


بیان روایات وارده در فضیلت یارى ائّمه علیهم السلام

 

اینك اخبار و روایاتى كه در اهمیّت و فضیلت نصرت و یارى ائمّه أطهار(علیهم السلام)وارد شده ; نقل مى نمائیم:

1 ــ فی « البحار » عن المحاسن بالاسناد إلى النبیّ (صلى الله علیه وآله)، أنّه قال لاِمیرالمؤمنین(علیه السلام): « إنّما مثلك مثل(قُلْ هُوَ الله اَحَد) فإنّه من قرأها مرّة فكأنّما قرأ ثلث القران ، و من قرأها مرّتین فكأنّما قرأ ثلثی القرآن ، و من قرأها ثلاث مرّات فكأنّما قرأ القرآن ، فكذلك من أحبّك بقلبه كان له مثل ثواب ثلث أعمال العباد ، و من أحبّك بقلبه و نصرك بلسانه كان له مثل ثلثی ثواب أعمال العباد ، و من أحبّك بقلبه و نصرك بلسانه و یده كان له مثل ثواب أعمال العباد ».( [11] )

یعنى : رسول اكرم (صلى الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین (علیه السلام)فرمود : « به تحقیق كه مَثَل شما مثَل سوره( قُلْ هُوَ الله اَحَد) مى باشد ، پس بدرستیكه شأن او چنین است كه هر كس یك مرتبه آن را بخواند ، مثل آن است كه یك سوّم قرآن را قرائت كرده است ، و هر كس دو مرتبه بخواند ; مانند آن است كه دو سوّم قرآن را قرائت كرده است ، و هر كس آن را سه مرتبه بخواند ، مانند آن است كه تمام قرآن را قرائت كرده باشد.

همچنین هركس شما را با قلب خود دوست بدارد از براى او مثل ثواب یك سوّم اعمال همه بندگان است ، و هر كس شمارا به قلب خود دوست داشته و به زبانش یارى كند از براى او مثل ثواب دو سوّم اعمال بندگان است ،و هركس شمارا به قلبش دوست داشته و به زبان و دست یارى كند ، از براى او مثل ثواب همه اعمال بندگان است .

2 ــ فیه أیضا ، عن « تفسیر الإمام العسكری(علیه السلام) »فی ذكر جمل ما نقل (علیه السلام) عن الله تعالى :« كذلك أحبّ الخلق إلیّ القوّامون بحقّی ، و افضلهم لدیّ ، و أكرمهم علیّ محمّد(صلى الله علیه وآله)سیّد الورى ، و أكرمهم و أفضلهم بعده علیّ أخ المصطفى المرتضى ، ثمّ من بعده من القوّامین بالقسط من أئمّة الحقّ ، و أفضلهم بعدهم من أعانهم على حقّهم ، و أحبّ الخلق إلىّ بعدهم من أحبّهم و أبغض أعدائهم ، و إن لم یكن معونتهم ».( [12] )

یعنى : خداوندجلّ شأنه فرموده : محبوبترین خلق نزد من كسانى هستند كه حقّ مرا بر پا داشته اند ، و افضل و اكرم آنان نزد من ; محمّد(صلى الله علیه وآله)است كه سیّد و آقاى خلائق است ، و بعد از او افضل و اكرم آنها نزد من علىّ (علیه السلام)برادر مصطفى ; مرتضى است ، سپس بعد از او كسانى كه امام بر حقّ هستند ، آنهائى كه بر پا دارنده قسط هستند ، و افضل آنها بعد از ایشان كسانى هستند كه آنها را براى حقّشان یارى مى كنند ، و محبوبترین خلق نزد من بعد از این یارى كنندگان ; كسانى هستند كه آنها را دوست دارند و دشمنان آنها را دشمن مى دارند و هر چند یارى نكنند .

3 ــ فیه أیضاً عن « مجالس المفید(قدس سره) »بالإسناد عن الحسن بن علیّ(علیهما السلام) ، أنّه قال : « من أحبّنا بقلبه ونصرنا بیده ولسانه ، هو معنا فی الغرفة الّتی نحن فیها ، ومن أحبّنا بقلبه و نصرنابلسانه ، فهو دون ذلك بدرجة ، ومن أحبّنا بقلبه وكفّ بیدهولسانه ، فهوفی الجنّة ».( [13] )

یعنى : حضرت امام حسن(علیه السلام)فرمود : هر كس ما را با قلب خودش دوست داشته و با دست و زبانش یارى كند ، او در غرفه هاى بهشتى كه ما در آن ساكنیم با ما خواهد بود ، و هر كس مارا با قلب خود دوست داشته و با زبانش یارى كند ، پس او در بهشت یك درجه پائین تر از مقام ما جاى دارد ، و هركس مارا با قلب خود دوست داشته و دست و زبانش را از ظلم بر ما باز دارد ، پس او در بهشت خواهد بود .

4 ــ و فیه أیضا عن « المحاسن » ، بالإسناد عن علی بن الحسین (علیهما السلام) ، قال : « قال رسول الله(صلى الله علیه وآله): فی الجنّة ثلاث درجات ، و فی النّار ثلاث دركات ، فأعلى درجات الجنان لمن أحبّنا بقلبه و نصرنا بلسانه و یده ، و فی الدرجة الثانیة من أحبّنا بقلبه و نصرنا بلسانه ، و فی الدرجة الثالثة من أحبّنا بقلبه ، و فی أسفل الدرك من النار من أبغضنا بقلبه و أعان علینا بلسانه و یده ، و فی الدرك الثانیة من أبغضنا بقلبه و أعان علینا بلسانه ، و فی الدرك الثالثة من أبغضنا بقلبه ».( [14] )

یعنى : حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) از حضرت رسول (صلى الله علیه وآله)روایت نموده كه حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) فرمود : « در بهشت سه درجه و در جهنّم سه دركه است ، پس اعلى درجات بهشت مخصوص كسانى است كه ما را با قلب خود دوست داشته و با زبان و دست خود یارى كنند ، و در درجه دوّم كسانیند كه ما را با قلب خود دوست داشته و با زبانشان یارى كنند ، و در درجه سوّم كسانیند كه مارا فقط با قلب خود دوست داشته باشد.

و در اسفل درك آتش كسانیند كه مارا با قلب دشمن داشته و در ظلم بر ما با زبان و دست خود یارى كنند ، و در درك دوّم از آتش كسانیند كه دشمن دارند ما را با قلب خود و در ظلم بر ما با زبان خود یارى كنند ، و در درك سوّم كسانییند كه ما را با قلب خود دشمن بدارند .

5 ــ و فی « لئالی » ، قال رسول الله (صلى الله علیه وآله) : إنّی شافع یوم القیامة لأربعة و لو جآؤوا بذنوب أهل الدنیا : رجل نصر ذرّیتی ، و رجل بذل ماله لذریّتی عند المضیق ، و رجل أحبّ لذریّتی باللسان ، و رجل سعى لذریّتی إذا اطّردوا أو شرّدوا ».( [15] )

یعنى: حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) فرمود : همانا من در روزقیامت از براى چهارنفر شفاعت خواهم كرد ; گرچه آنان در آن روز با گناهان همه اهل دنیا بیایند :

یكى مردى كه ذریّه مرایارى نماید.

دیگرى مردى كه مالش را به ذریّه من در حال تنگدستى آنها بذل نماید.

دیگرى مردى كه با ذریّه من با زبان و قلب خود دوستى نماید.

و چهارم شخصى كه در حوائج ذریّه من ــ در حالتى كه ممنوع باشند از حقّشان ، و از وطن و مسكنشان دور شده باشند ــ سعى نماید .

6 ــ و فی « الخصائص الحسینیّه (علیه السلام) » فی ضمن الحدیث عن النبیّ (صلى الله علیه وآله) ، فی ذكر ورود طوائف أُمّته علیه مع رایاتهم ، قال :

« ثمّ ترد علىّ رایة تلمع وجوههم نوراً ، فأقول لهم : من أنتم ؟ فیقولون :

نحن أهل كلمة التوحید و التقوى من أُمّة محمّد (صلى الله علیه وآله) ، و نحن بقیّة أهل الحقّ ، حملنا كتاب ربّنا و أحللنا حلاله ، و حرّمنا حرامه ، و أحبّنا ذرّیة نبیّنا(صلى الله علیه وآله) ، و نصرناهم من كلّ ما نصرنا به أنفسنا ، و قاتلنا معهم من ناواهم .

فأقول لهم : أبشروا ; فأنا نبیّكم محمّد ، و لقد كنتم فی الدنیا كما قلتم ، ثمّ أسقیهم من حوضی ، فیصدرون مرویّین مستبشرین ، ثمّ یدخلون الجنّة خالدین فیها أبد الآبدین ».( [16] )

یعنى : حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) فرمود : در روز قیامت جمعى كه صورتهاى آنها از نور مى درخشد بر من وارد مى شوند ، پس به آنها مى گویم : كیستید شما ها ؟

مى گویند : مائیم اهل كلمه توحید و تقوا از امّت محمّد (صلى الله علیه وآله) ، و مائیم بقیّّه از اهل حقّ كه كتاب پروردگار خود را حمل نمودیم ، و حلال آن را حلال دانستیم ، و حرام آن را حرام دانستیم ، و ذریّه پیامبر خود (صلى الله علیه وآله)را دوست داشتیم ، و آنان را به آنچه خود رابه آن یارى مى كردیم ; یارى نمودیم ، و با كسانى كه با آنها دشمنى مى كردند جنگ كردیم .

پس من به آنها مى گویم : مژده باد شما را ; منم نبىّ شما محمّد ، و به تحقیق شما در دنیا چنان بودید كه گفتید ، و آنها را از حوض خود آب مى دهم ، پس بر مى گردند در حالتى كه سیراب و خشنود باشند ، سپس داخل بهشت مى شوند در حالتى كه همیشه در آن باشند .

7 ــ و فی « البحار » عن علم الهدى سیّد المرتضى(رضی الله عنه) ، ــ فی ضمن كلامه ــ قال : قال الشیخ ـ أدام الله عزّه ـ : « و هشام بن حكم من أكبر أصحاب أبی عبد الله (علیه السلام) ، و بعد أبی الحسن موسى (علیه السلام) ، و كان یكنّى أبا محمّد و أبا حكم ، و كان مولى بنی شیبان ، وكان مقیماً بالكوفة ، و بلغ من مرتبته و علوّه عند أبی عبدالله جعفربن محمّد(علیه السلام)، أنّه دخل بمنى ، و هو غلام أوّل ما اختطّ عارضاً ، و فی مجلسه شیوخ الشیعة ، كحمران بن أعین ، و قیس بن الماصر ، و یونس بن یعقوب ، و أبی جعفر الأحول و غیرهم ، فرفعه على جماعتهم و لیس فیهم إلاّ من هو أكبر سنّاً منه ، فلمّا رأی أبو عبدالله (علیه السلام) أنّ ذلك الفعل كبر على أصحابه ، قال : « هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده ».( [17] )

8 ــ و فی « الكافی » عن یونس بن یعقوب ، فی ضمن الحدیث فی واقعة رجل شامى جاء عند أبی عبدالله (علیه السلام) ، لمناظرة أصحابة إلى أن قال : قال (علیه السلام) : اخرج إلى الباب فانتظر من ترى من المتكلّمین فأدخله ، قال : فأدخلت حمران بن أعین ، و كان یحسن الكلام ، و أدخلت الأحول ، و كان یحسن الكلام ، و أدخلت قیس بن الماصر ، و كان عندی أحسنهم كلاماً ، و كان قد تعلّم الكلام من علی بن الحسین (علیهما السلام) ، فلمّا استقرّبنا المجلس ، و كان أبوعبدالله (علیه السلام)قبل الحجّ یستقرّ أیّاماً فی جبل فی طرف الحرم فی فازة له مضروبة ، فاخرج رأسه من فازته فإذا هو ببعیر یخب ، فقال: هشام و ربّ الكعبة ، قال : فظننا أنّ هشاماً رجل من ولد عقیل ، كان شدید المحبّة له ،

قال : فورد هشام بن الحكم ، و هو أوّل ما اختطت لحیته ، و لیس فینا إلاّ من هو أكبر سنّاً منه ، قال : فوسّع له أبو عبدالله (علیه السلام) ، و قال : « ناصرنا بقلبه و لسانه و بیده ».( [18] )

خلاصه محل شاهد ما در این دو روایت آنست كه وقتى هشام بن حكم خدمت حضرت صادق (علیه السلام)شرفیاب شد ، حضرت از او تجلیل فرموده و كنار خودشان جاى دادند ، با آنكه او تازه خط عارضش روئیده بود ، و در سنّ جوانى بود ،و او را بر همه اصحاب كه در محضرش حاضر بودند ــ در حالتى كه تمام از اجلاء شیوخ بودند ــ مقدم داشت ، پس جهت این تجلیل را چنین بیان فرمود : او ناصر و یارى كننده ما با قلب و زبان و دستش است .

9 ــ و فی « نهج البلاغه » فی ضمن كلامه الشریف : « نحن شجرة النبوّة ، و محبط الرسالة ، و مختلف الملائكة ، و معادن العلم و ینابیع الحكمة ، ناصرنا و محبّنا ینتظر الرحمة ، و عدوّنا و مبغضنا ینتظر السطوة ».( [19] )

یعنى : مائیم شجره طیّبه كه ثمره نبوّت از آن هویدا گشته ، و مائیم محل فرود آمدن رسالات الهى ، و مقام رفت و آمد ملائكه ، و مائیم معدنهاى علم و چشمه هاى حكمت ، یارى كننده ما و دوست ما همیشه در معرض رحمت الهى است ، و دشمن ما و كسى كه بغض ما را در دل دارد همیشه در معرض عذاب شدید الهى است .

10 ــ و فی « المشاهد » عن أبی عبد الله الحسین (علیه السلام) ، أنّه قال فی كربلا لأصحابه :

« و من نصرنا بنفسه ، فیكون فی الدرجات العالیة من الجنان ، فقد أخبرنی جدّی (صلى الله علیه وآله)أنّ ولدی الحسین یقتل بطفّ كربلا غریباً وحیداً عطشاناً ، فمن نصره فقد نصرنی و نصر ولده القائم(علیه السلام) ، و من نصرنا بلسانه فإنّه فی حزبنا یوم القیامة ».( [20] )

یعنى : حضرت ابى عبدالله الحسین (علیه السلام)در كربلا به اصحاب خود فرمود : هركس ما را به جان خود یارى نماید ، مقام او در درجات بالاى بهشت مى باشد ، پس به تحقیق كه مرا جدّ بزرگوارم (صلى الله علیه وآله) بر دادند كه : فرزندم حسین (علیه السلام) در زمین پر كرب ــ یعنى كربلا ــ شهید مى شود ، در حالیكه بى یار و یاور و تنها و تشنه باشد ، پس هر كس او را یارى كند ، پس به تحقیق كه مرا و فرزند او قائم (علیه السلام)را یارى كرده است .

11 ــ و در « عین الحیات » مرحوم مجلسى روایتى به سند معتبر از امیرالمؤمنین (علیه السلام)نقل شده كه حضرت فرمود :

« براى بهشت هشت در است ، از یك در پیغمبران و صدّیقان داخل مى شوند ، و از در دیگر شهداء و صالحان ، و از پنج در (دیگر) شیعیان و دوستان ما داخل مى شوند ، و من بر صراط مى ایستم و دعا مى كنم و مى گویم :

خداوندا ! شیعیان و دوستان مرا و هر كس مرا یارى كرده است و به امامت من در دنیا اعتقاد داشته ; به سلامت بگذران .

در آن حال ندا از منتهاى عرش الهى در رسد كه : دعاى تو را مستجاب كردیم ; و تو را شفاعت دادیم در حقّ شیعیانت .

پس هر یك از شیعیان و دوستان من و آنان كه مرا یارى كرده اند و با دشمنان من جهاد كرده اند با گفتار یا با كردارشان ; هفتاد هزار كس از همسایگان و خویشان و دوستان خود را شفاعت كنند ، و از درِ هشتم سایر مسلمانان داخل مى شوند ، یعنى آن جماعتى كه اقرار به شهادتین داشته باشند ، و در دل ایشان به قدر ذرّه اى از بغض ما اهلبیت نباشد.( [21] )

و امّا اخبار دیگر غیر از این اخبارى كه بیان كردیم خصوصاً آنچه در فضل كیفیّات و عنوانهائى كه مصداق نصرت به آن حاصل مى شود مانند انشاء مراثى و مدایح چه بصورت نثر و چه به صورت نظم و غیر آن ان شاء الله تعالى در فصل دوّم اشاره خواهدشد .


 

  .


  01:46 ب.ظ  دوشنبه 5 فروردین 1392  یاس